![]() |
![]() |
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سی ام بهمن 1386ساعت 13:34 توسط NC |
|
|
خوشبختي مثل توپ است كه وقتي ميغلتد دنبالش ميدوي و وقتي ميايستد، به آن ضربه ميزني. آرزو رضاييان |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سی ام بهمن 1386ساعت 12:21 توسط NC |
|
|
هرگز نگذار كسي يا چيزي تو را عصباني كند، زيرا در اين صورت او بر تو مسلط ميشود و بر روح و روانت حكومت ميكند. صبا |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سی ام بهمن 1386ساعت 12:8 توسط NC |
|
|
پليسهاي وظيفه شناس آمريكا يك شب جورج كه آماده شده بود بخوابد، متوجه شد فراموش كرده است در حياط خانهشان را قفل كند. بنابر اين از اتاق بيرون آمد و به طرف در حياط رفت و ناگهان سايه چند مرد را روي ديوار ديد. او به سرعت به اتاقش برگشت و به پليس زنگ زد. پليسي كه به تلفن جواب ميداد گفت: اگر آنها هنوز داخل خانه نيامدهاند نگران نباشيد به خانه برگرديد و در را قفل كنيد، مشكلي پيش نميآيد! الآن تمام گشتيهايمان بيروناند و به محض اينكه يكي از آنها برگشت به خانه شما ميفرستيم! جورج گفت: بسيار خوب! و تلفن را قطع كرد تا 30 شمرد و مجدداً با پليس تماس گرفت و گفت: سلام من همان كسي هستم كه چند ثانيه قبل با شما تماس گرفت. ميدانيد من اينقدر ترسيده بودم كه خودم دست به كار شدم و همه آنها را با شكليك چند گلوله از پا درآوردم ديگر نيازي به حضور شما نيست! سپس گوشي را گذاشت. در عرض 5 دقيقه سه ماشين پليس به همراه يك گروه ضربت و يك آمبولانس به درخانه جورج آمدند. پليس در بدو ورود تمام دزدها را دستگير كرد و يكي از آنها به جورج گفت: فكر كردم تو گفتي به آنها تيراندازي كردهاي؟! جورج پاسخ داد: من هم فكر كردم تو گفتي كه كسي در اداره نيست تا براي كمك بيايد! ناديا زكالوند ( جوانان امروز 2016) |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سی ام بهمن 1386ساعت 12:4 توسط NC |
|
|
من رسماً از بزرگسالي استعفا ميدهم بدين وسيله من رسماً از بزرگسالي استعفا ميدهم و مسؤوليتهاي يك كودك 8 ساله را قبول ميكنم. ميخواهم به يك ساندوچفروشي بروم و فكر كنم كه آنجا يك رستوران پنج ستاره است. ميخواهم فكر كنم شكلات از پول بهتر است، چون ميتوانم آن را بخورم! ميخواهم زير يك درخت بلوط بزرگ بنشينم و با دوستانم بستني بخورم. ميخواهم درون يك چاله آب بازي كنم و بادبادك خود را در هوا پرواز دهم. ميخواهم به گذشته برگردم، وقتي همه چيز ساده بود. وقتي داشتم رنگها را ، جدول ضرب را و شعرهاي كودكانه را ياد ميگرفتم. وقتي نميدانستم كه چه چيزهايي نميدانم و هيچ اهميتي هم نميدادم. ميخواهم فكر كنم ه دنيا چقدر زيباست وهمه راستگو و خوب هستند. ميخواهم ايمان داشته باشم كه هر چيزي ممكن است و ميخواهم كه از پيچيدگيهاي دنيا بيخبر باشم. ميخواهم دوباره به همان زندگي ساده خود برگردم. نميخواهم زندگي من پر شود از كوهي مدارك اداري، خبرهاي ناراحت كننده، صورتحساب، جريمه... ميخواهم به نيروي لبخند ايمان داشته باشم، به يك كلمه محبت آميز، به عدالت، به صلح، به فرشتگان، به ياران و... اين دسته چك من، كليد ماشين، كارت اعتباري و بقيه مدارك مال شما. من رسماً از بزرگسالي استعفا ميهم! سونيا ـ تهران ( جوانان امروز 2016) |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سی ام بهمن 1386ساعت 11:54 توسط NC |
|
خدايا ! مرا قلبي ببخش كه براي ديگران بتپد، با اشك ديگران اشك بريزد، از شادي ديگران شاد شود و رنج ديگران را رنج خود بداند، قلبي كه مرا با تمامي آفرينش پيوند زند. سيده مريم حسيني
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386ساعت 13:48 توسط NC |
|
سه خواهر روزي روزگاري سه خواهر به ترتيب 92، 94 و 96 ساله در خانهاي زندگي ميكردند. يك روز خواهر بزگتر ـ 96 ساله ـ به حمام رفت. او به محض اينكه پايش را درون حمام گذاشت، گفت: نميدانم من تازه داشتم حمام ميرفتم يا بيرون ميآمدم؟ خواهر 94 ساله خنديد و گفت: نميدانم ... بگذار بيايم و ببينم! او از پله ها شروع به بالا رفتن كرد و ناگهان ايستاد و گفت: اِ ... داشتم بالا ميرفتم يا از بالا، پايين مي آمدم؟! خواهر 92 ساله كه پشت ميز آشپزخانه نشسته بود و چاي ميخورد و صداي خواهرهايش را ميشنيد سرش را تكاني داد و گفت: اميدوارم كه من هم مثل شما اينقدر فراموشكار نشوم! و با لبخندي كنايه آميز چند ضربه به روي ميز كوبيد و سپس با صداي بلند گفت: الآن به كمك شما دو تا ميآيم. فقط صبر كنيد ببينم كي پشت در است؟! ناديا زكالوند ( جوانان امروز 2016)
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386ساعت 11:50 توسط NC |
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386ساعت 10:30 توسط NC |
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386ساعت 9:49 توسط NC |
|
|
استرس یک بخش طبیعی از زندگی همه افراد بشر است. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386ساعت 8:54 توسط NC |
|
|
يک زن نسبت به آينده خود نگران است تا آنکه شوهر گير بياورد |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386ساعت 14:49 توسط NC |
|
باور یه روز یه دانشمند یه آزمایش جالب انجام داد... اون یه آکواریم شیشه ای ساخت و اونو با یه (دیوار شیشه ای ) دو قسمت کرد . http://sangfarsh.blogfa.com/ (منبع:ویکی پدیا)
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386ساعت 14:11 توسط NC |
|
|
تفاوت خوشحال كردن آدما كار راحتيه، درست مثل ناراحت كردنشون، اما با هم خيلي فرق دارن! وقتي يه نفر رو ناراحت ميكني بايد كلي فكر كني اين گندي رو كه زدي چطوري درستش كني، چطوري از دلش در بياري، چطوري بهش ثابت كني كه اصلا منظور خاصي نداشتي و يهويي پيش اومد! اگر واست مهم باشه بيشتر از همه خودت ناراحت ميشي كه چرا اين جوري شد؟ چرا نتونستي دو دقيقه خودتو كنترل كني؟ چرا؟ چرا؟ و... تازه اگه طرف مقابلت كينه شتري نداشته باشه شانس آوردي، اگه كينه رو داشته باشه كه ديگه كارت تمومه! بايد متوسل شي به خدا و ائمه! تازه بعد از اون همه التماس! و پاچهخواري! مطمئن باش حالتو ميگيره اساسي. اما اگه اونو خوشحال كني، ديگه نيازي به اين همه فعاليت نداري، كلي ذوق ميكنه، ششونصد بار تشكر ميكنه، تا قرن 31 پيش همه ازت تعريف ميكنه، نيش خودت تا مدتها باز ميمونه، باز هم مطمئن باش كه جبران ميكنه خفن! حالا خدا وكيلي مشكلت چيه كه راه به راه آدما رو ناراحت ميكني؟ باور كن خوشحال كردنشون هم مثل ناراحت كردنشون راحته! مرگ من يه بار امتحان كن! تينا clamـ همون جا ( جوانان امروز 2016) |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386ساعت 13:38 توسط NC |
|
|
تفاوت هاي زن و مرد !
********** سالگرد ازدواج 1) زن: عزيزم اميد وارم هميشه عاشق بمانيم وشمع زندگيمان نوراني باشد. 2) مرد: عزيزم کي نوبت کيک مي شه؟ روز زن 1)زن: عزيزم مهم نيست هيچ هديه اي برام نخريدي يک بوسه هم کافيه 2)مرد: خوشحالم تو رو انتخاب کردم آشپزي تو عاليه عزيزم (شام چي داريم؟) روز مرد 1) زن: واي عزيزم اصلا قابلتو نداره کاش مي تونستم هديه بهتري بگيرم. 2) مرد: حالا اشکال نداره عزيزم، سال ديگه جبران مي کني (چه بوي غذايي مياد) 40 روز بعد از تولد بچه 1) زن: واي ماماني بازم گرسنه هستي؟ عزيزم شير خشک بچه رو نديدي؟ 2)مرد: ( با دهان پر ) نه عزيزم نديدم، راستي عزيزم شير خشک چقدر خوشمزه است؟ 40 سال بعد 1)زن: عزيزم شمع زندگيمون داره بي فروغ ميشه ما پير شديم 2)مرد: يعني ديگه کيک نخوريم ؟ 2 ثانيه قبل از مرگ 1) زن: عزيزم هميشه دوستت داشتم 2) مرد: گشنمه وصيت نامه 1) زن: کاش مجال بيشتري بود تا درميان عزيزانم مي بودم و نثارشان مي کردم تمام زندگي ام را!! 2) مرد: شب هفتم قرمه سبزي بديد! اون دنيا 1)زن : خطاب به فرشته ي مسئول: خواهش مي کنم ما را از هم جدا نکنيد، نه... نه... عزيزم... خدايا به خاطر من... (و سر انجام موافقت مي شه مرد از جهنم بره بهشت) 2)مرد: خطاب به دربان جهنم: حالا توي بهشت شام چي ميدن
با تشکر از حسین عزیز |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و هفتم بهمن 1386ساعت 10:59 توسط NC |
|
سوسيس ها(sausages): سوسيس توسط سومريان در 3000 سال قبل از ميلاد ابداع گرديد. سوسيس از واژه فرانسوي كهن(saussich) كه خود از واژه لاتين (salsus) به معني "نمك زده" گرفته شده، پديد آمده است. كالباس (kielbasa) در واقع يك نوع سوسيس لهستاني مي باشد، كه در ايران به تمام سوسيس هاي حجيمي كه معمولا بطور سرد مصرف ميگردند، اطلاق ميگردد.
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386ساعت 9:58 توسط NC |
|
|
کساني که به طرف عقربهاي ساعت امضاء ميكنند انسانهاي منطقي هستند كساني كه بر عكس عقربههاي ساعت امضاء ميكنند دير منطق را قبول ميكنند و بيشتر غير منطقي هستند كساني كه از خطوط عمودي استفاده ميكنند لجاجت و پافشاري در امور دارند كساني كه از خطوط افقي استفاده ميكنند انسانهاي منظّم هستند كساني ك با فشار امضاء ميكنند در كودكي سختي كشيدهاند كساني كه پيچيده امضاء ميكنند شكّاك هستند كساني كه در امضاي خود اسم و فاميل مينويسند خودشان را در فاميل برتر ميدانند كساني كه در امضاي خود فاميل مينويسند داراي منزلت هستند كساني كه اسمشان را مينويسند و روي اسمشان خط ميزنند شخصيت خود را نشناختهاند كساني كه به حالت دايره و بيضي امضاء ميكنند ، كساني هستند كه ميخواهند به قله برسند
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386ساعت 9:6 توسط NC |
|
|
12 روش براي خوشحال تر زيستن خـوشحالي يك وضعيت خاص ذهـنـي اسـت. هـر فـردي در زنـدگي خـود روزهـايي را تجربه نموده كه برايش خوشايند نبوده است. اما ناخرسندي مزمن ميتواند سلامتي، شغل و روابط شما را تحت تاثير قرار دهد. بجز هـرگونه مشكـلات پزشكي يا افسردگي هاي بلندمـدت كه نيازمند تجويزهاي طبي و مساعدت حرفه اي مي باشند، مي توانـيـد مـيزان خوشحالي خود را كنترل نماييد. بـه خـوشـحال بـودن فـكر كـنـيــد تا احساس و ظاهر بهتري بدست آوريد. دراين قسمت نكته هاي وجود دارند كه شما را در اين كار ياري مي نمايند: 1. خوش بين باشيد 2. ديد وسيعي داشته باشيد 3. سپاسگزار باشيد 4. از زندگي لذت ببريد 5. از جسم خود مراقبت نماييد 6. برنامه هاي خود را تغيير دهيد 7. با مردم در تماس باشيد 8. خلاق باشيد 9. براي خود همدمي پيدا كنيد 10. با كسي صحبت نماييد 11. تخيل كنيد 12. بخشنده باشيد نگران نباشيد، خوشحال باشيد در دنـياي واقعي نمي توانيم از ديگران انتظار داشته باشيم تا براي ما شادمانـي ايـجـاد كنند. خوشحالي حالتي از ذهن است كه كاملا ميتواند تحت كنترل شما باشد. محيط پيرامون خود را به گونه اي مهيا سازيد كه فرصتـهايـي بـراي شناختن و لذت بردن از جنبه هاي مثبت و خوشايند زندگي را فراهم آورد. براي شاد بودن تلاش كنيد. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386ساعت 10:44 توسط NC |
|
|
این تصاویر بسیار زیبا بطور اتفاقی توسط عکاسی اماتور گرفته شده است.
http://azhameja4u.blogfa.com/post-533.aspx
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386ساعت 10:10 توسط NC |
|
|
بچه اسب ابیی در شهر ساحلی Mombassa کنیا پس از نجات از امواج سونامی وابستگی عجیبی به یک لاک پشت ۱۰۰ ساله پیدا کرده است و این در حالی است که این لاک پشت نر هم تمایل زیادی دارد که نقش مادر این بچه ایب ابی را بازی کند . این بچه اسب ابی که مادرش را در سونامی از دست داده کمتر از یکسال دارد و اکولوژیست ها رابطه او را با یک لاک پشت ۱۰۰ ساله بسیار عجیب می دانند.
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386ساعت 10:4 توسط NC |
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386ساعت 9:53 توسط NC |
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386ساعت 8:44 توسط NC |
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386ساعت 8:33 توسط NC |
|
|
چهره وحشتناك يك انسان متعصب
خوزه مستره مرد 51 ساله اسپانيايي هنگامي كه سن و سال زيادي نداشت يك غده كوچك در روي لبش سبز شد.
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386ساعت 10:40 توسط NC |
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386ساعت 9:41 توسط NC |
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386ساعت 9:14 توسط NC |
|
|
خوش بینی و خوشحالی با اعداد آیا به طور وسواسی به سمت افکار منفی کشیده می شوید و حالات بدی به شما دست می دهد؟ یک راه ساده این است که خودتان مسیر حرکت فردیتان را به سمت افکار مثبت تغییر دهید. به راحتی می توانید در تغییر افکار منفی به مثبت یک متخصص شوید. تنها کاری که باید انجام دهید این است که بر روی شمارش و تغییر ایده های منفی به مثبت تمرکز کنید. هر بار که یک فکر منفی به ذهنتان خطور کرد، به سرعت آن را به یک فکر مثبت تغییر دهید. هر بار که این کار را انجام دادید، یک تیک بر روی یک صفحه کاغذ بزنید. هدف شما باید این باشد که تعداد دفعاتی را که نیاز به انجام یک چنین کاری پیدا می کنید، به صفر برسانید. به عنوان مثال شاید در ابتدا نیاز باشد که به طور روزانه 50 تیک در کاغذ بزنید. به مرور زمان این عدد به 30 و 20 و به 10 میرسد. اگر شما به شدت منفی گرا باشید با انجام این تکنیک تبدیل به یک فرد به شدت مثبت اندیش می شوید. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386ساعت 9:11 توسط NC |
|
|
روزی مردی عقربی را دید كه در آب دست و پا می زند. او تصمیم گرفت عقرب را نجات دهد، اما عقرب انگشت او را نیش زد. مرد باز هم سعی كرد تا عقرب را از آب بیرون بیاورد، اما عقرب بار دیگر او را نیش زد. رهگذری او را دید و پرسید: « برای چه عقربی را كه نیش می زند نجات می دهی؟» مرد پاسخ داد : « این طبیعت عقرب است كه نیش بزند ولی طبیعت من این است كه عشق بورزم. چرا باید مانع عشق ورزیدن شوم فقط به این دلیل كه عقرب طبیعتا نیش می زند؟» عشق ورزی را متوقف نساز. لطف و مهربانی خود را دریغ نكن. حتی اگر دیگران تو را بیازارند. سخته ولی ممکنه !
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 13:59 توسط NC |
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 13:53 توسط NC |
|
|
تایپ ده انگشتی مهارتی است كه به شما امكان می دهد تا بدون نگاه كردن به صفحه كلید، با سرعتی بیش از 5 برابر افراد عادی (180حرف در دقیقه) تایپ نمایید. آموزش این مهارت به افرادی كه واقعاً انگیزه و پشتكار یادگیری آن را داشته باشند، یك جلسه نیز كافی بوده و بعد از آن در صورتی كه تمرین مرتب و مكرر كنند، به مرور زمان در حد تایپیست های حرفه ای آموزش دیده ظاهر خواهند شد.
لطفا در ادامه مطلب کلیک فرمائید ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 13:44 توسط NC |
|
|
وقتي تو آمدي به دنيا عريان جمعي به تو خندان و تو بودي گريان کاري بکن اي دوست که وقت رفتن جمعي به تو گريان و تو باشي خندان
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 11:38 توسط NC |
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 11:11 توسط NC |
|
اینم نمونه یک پدر و مادر متعهد - بچه را انداخته تو سطل زباله نترسید خدا را شکر تو ایران نبوده ولی راستش بازم آدم دردش می آد مگه نگه؟ لطفا در ادامه مطلب کلیک فرمائید
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هجدهم بهمن 1386ساعت 11:45 توسط NC |
|
|
خود را بهتر بشناسيد! از ميان 9 شكل زير ، تصوير مورد علاقه خود را انتخاب كنيد . توجه داشته باشيد كه رنگ و شكل ، هر دو براي شما خوشايند باشند . سپس توضيح مربوط به هر شكل را بخوانيد و ببينيد چه شخصيتي داريد. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هجدهم بهمن 1386ساعت 11:34 توسط NC |
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هجدهم بهمن 1386ساعت 11:15 توسط NC |
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هجدهم بهمن 1386ساعت 10:25 توسط NC |
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هفدهم بهمن 1386ساعت 17:16 توسط NC |
|
|
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هفدهم بهمن 1386ساعت 12:5 توسط NC |
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هفدهم بهمن 1386ساعت 11:21 توسط NC |
|
|
يك مرد آمريكايي دست خود را با اره بريد و آن را در ماكروفر گذاشت! بنا به گزارش اين مرد پس از انجام اين كار به پليس زنگ زد و گفت: مدتها بود كه احساس ميكردم دستم شيطاني شده است چرا كه بدون فرمان مغزم حركاتي انجام ميدهد و من به اين نتيجه رسيدم كه از شرش خلاص شوم. مامور پليس پس از تماس تلفني اين مرد خود را به محل حادثه رساند و مشاهده كرد كه دست مرد 22 ساله در ماكروفر كاملاً سوخته شده است. بدين ترتيب مامور پليس مرد آمريكايي را فوراً به بيمارستان منتقل كرد و او هم اكنون در بخش اعصاب وروان بيمارستان «كوتني» در ايالت آيداهوي آمريكا بستري و ممنوع الملاقات است. برگرفته از مجله اطلاعات هفتگي شماره 3313 |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هفدهم بهمن 1386ساعت 10:56 توسط NC |
|
رامش داشت براي دخترش افسانه ميگفت: يكي بود يكي نبود مردي بود كه زندگياش را با عشق و محبت پشت سر گذاشته بود. وقتي مُرد، همه ميگفتند به بهشت رفته است. آدم مهرباني مثل او حتماً به بهشت ميرفت. در آن زمان بهشت هنوز به مرحله كيفيت فراگير نرسيده بود. استقبال از او با تشريفات مناسب انجام نشد. مردي كه بايد او را راه ميداد نگاه سريعي به ليست انداخت و وقتي نام او را نيافت او را به دوزخ فرستاد. در دوزخ هيچ كس از آدم دعوت نامه يا كارت شناسايي نميخواهد هر كس به آنجا برسد ميتواند وارد شود. مرد وارد شد و آنجا ماند. چند روز بعد ابليس با خشم به دروازه بهشت رفت و يقهي پطرس قديس را گرفت: اين كار شما تروريسم خالص است! پطرس كه نميدانست ماجرا از چه قرار است پرسيد چه شده؟! ابليس كه از خشم قرمز شده بود گفت: آن مرد را به دوزخ فرستادهايد و آمده و كار و زندگي ما را به هم زده. از وقتي كه رسيده نشسته و به حرفهاي ديگران گوش ميدهد... در چشمهايشان نگاه ميكند.... به درد دلشان ميرسد. حالا همه دارند در دوزخ با هم گفتگو مي كنند... همديگر را در آغوش ميكشند و ميبوسند. دوزخ جاي اين كارها نيست!! لطفاً اين مرد را پس بگيريد!! !!وقتي رامش قصهاش را تمام كرد با مهرباني به من نگريست و گفت: با چنان عشقي زندگي كن كه اگر حتي بنا به تصادف به دوزخ افتادي... خود شيطان تو را به بهشت بازگرداند.
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هفدهم بهمن 1386ساعت 10:20 توسط NC |
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه شانزدهم بهمن 1386ساعت 13:20 توسط NC |
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه شانزدهم بهمن 1386ساعت 12:13 توسط NC |
|
ادامه مطلب |
||
|
+ نوشته شده در
سه شنبه شانزدهم بهمن 1386ساعت 10:37 توسط NC |
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه شانزدهم بهمن 1386ساعت 9:29 توسط NC |
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه پانزدهم بهمن 1386ساعت 17:4 توسط NC |
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه پانزدهم بهمن 1386ساعت 10:6 توسط NC |
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه پانزدهم بهمن 1386ساعت 10:0 توسط NC |
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه پانزدهم بهمن 1386ساعت 9:51 توسط NC |
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه پانزدهم بهمن 1386ساعت 9:29 توسط NC |
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه چهاردهم بهمن 1386ساعت 16:8 توسط NC |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| نوشته های پیشین |
|
دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 |
| آرشیو موضوعی |
|
متنوع و گوناگون داستان عکس |
| نویسندگان |
|
NC فاطمه |
| پیوندها |
|
منتظر بسم الله الرحمن الرحيم بهترين برنامههاي بروز شده دنيا |
|
RSS
|